صفحه 1 از 1

جملات رایج انگلیسی در مورد غذاها و وعده های غذایی | Foods & Meals

ارسال شده: شنبه 12 مرداد 1392, 7:52 pm
توسط mbs
تصویر

در این پست اصلاحات و جملات کاربردی انگلیسی در مورد غذا ها و وعده های غذایی آمده است.


1- من غذاهای ایتالیایی را دوست دارم.
I like Italian food.

2- معمولاً روزی دو وعده غذا می خوریم.
We normally eat two meals a day.

3- خوراک مرغتان فوق العاده لذیذ بود.
Your chicken dish was absolutely delicious.
توضیح: foodبه معنای غذا(بطور کلی)، mealبه معنای وعده غذا و dishبه معنای خوراک می باشد.

4-معمولاً صبحانه مفصلی می خورم.
I usually have a big breakfast.

5- بیا برای نهار به همبرگر فروشی جدید برویم.
Let’s go to the new hamburger place for lunch.

6- وقت شام است.
It’s time for dinner.

7- منظور از brunchوعده غذایی است که (معمولاً روزهای تعطیل) بین صبحانه و ناهار و به جای هر دو خورده می شوداین کلمه از ترکیب دو کلمه breakfastو lunchساخته شده است.
We usually have brunch on Fridays.

8- منظور غذای مختصری است که اوائل شب خورده می شود.
It’s 7.00. It’s time for supper.

9- خیلی گرسنه ام. غذای مختصری بخوریم.( منظور غذای مختصری است که بین دو وعده غذا خورده می شود.)
I’m starving. Let’s have a snake./ Let’s have bite.

10- بچه هایم خیلی هله هوله می خورند.(بستنی، پفک،لواشک، شکلات و غیره)
My kids eat lots of junk food.

11- پبش غذا سوپ گوجه فرنگی و سالاد کلم است.
The appetizers/ starters are tomato soup and coleslaw.

12- برای غذای اصلی چه میل دارید؟(در رستوران)
What would you like for the main course?

13- برای دسر چه دارید/داریم؟
What’s for dessert?

14- غذای ایرانی چرب و پر حجم است.
Iranian food is fatty and filling.

15- غذایی که شما می خورید سنگین و چرب است.
The food you eat is heavy and greasy.

16- غذای ایتالیایی پر نشاسته است.
Italian food is starchy.

17- وقتی که در ژاپن بودم، غذای دریایی فراوانی خوردم.
When I was in Japan, I ate lots of seafood.

منبع : irlanguage.com